جدیدترین مطالب

خائن

ساعت ۹:۳۰ است.سرکارم.هیچ فاکتوری ثپت نکرده ام.اصلا مفید نبودم.اینجا هستم ولی نیستم توی آسمان هم نیستم معلوم نیست کجا هستم.می نویسم تا رها شم و

ادامه مطلب »

جرأتش را ندارم

پشت میز کارم نشسته ام کلی حرف برای گفتن دارم اما جرأت نوشتن ندارم انگار کسی همراه من است ونوشته هایم را می خواند به

ادامه مطلب »

رشد

  دراین لحظه به کارهای نیمه تمام فکر می کنم کارهایی که باید بهتر انجام می دادم.کلمه باید از چه زمانی در زندگی من پدیدار

ادامه مطلب »
نوشتار

موش خور

او‌هر روز متنفر وعصبانی بود.اگر یک روز نبود مسئله ای پیدا می کرد ولی نمی دانست خودش این کار را انجام می دهد فکر می

ادامه مطلب »
کتاب های خوانده شده

وداع با اسلحه

Ernest.Hemingwaye ترجمه نجف دریا بندری چاپ اول ۱۳۳۳ به خودم گفتم چرا در زمان حال زندگی نمیکنم در زندگی خودم حضور ندارم.حتی نمیدانستم کجا هستم.برای

ادامه مطلب »
روز مره گی

مجبورم بنویسم

در مورد چی ؟تخصصم چیه؟هیچی.پس در مورد هیچی بنویسم.هیچی زن بود یا مرد؟کارش چی بود؟یکی بود یکی نبود غیر از خداهیچکی هم بود.هیچکی رفته بود

ادامه مطلب »

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات: