دزدی

باز ساعت۳صبح بیدارمی شوم.باید بروم دست به آب.این بار تصمیم میگیرم نخوابم و چیزی بنویسم.لاک پشت وار در پتو‌فرومیروم گاهی سرم را بیرون می آورم مثل لاک پشتی که نقشه فرار دارد هی سرک میکشم.به بهانه پیداکردن ایده نوشتن کرخت میشوم دلم نمیخواهد کلید لامپ را بزنم تاریکی لذت بخش می شودو احساس ناتوانی می کنم در برابر نوشتن به خودم میگویم اصلا چرا بیدارشدی اما هرشب همین ساعت بیدارمیشوم جای خواندم که ساعت بدن فعال میشود و سر یک ساعت مشخص بیدارت می کند حالا یادم رفته این نوشته از چه کسی بود و می گویم نباید بدون ذکر منبع چیزی را منتشر کنم

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پست های مرتبط